شما که غریبه نیستید:
من در این ها شکی ندارم،ولی اگر کمی با انصاف باشیم،چند تا کتاب تاریخ را ورق بزنیم،یکی دو تا فیلم، مثل لبخند مونالیزا را ببینیم و رمان هایی از قبیل خاکستر آنجلا را بخوانیم ،می بینیم نه،انگار می توانیم یک لبخند کوچولو بزنیم و بگوییم این مراحل را همه کشورها گذرانده اند،ما هم باید بگذرانیم،قدم به قدم،راه میانبری هم وجود ندارد.
خوب در این هم بحثی نیست،اما محض رضای خدا ما چرا اینقدر کند جلو می رویم؟!چیزی که اشک مرا در می آورد،این است که چرا هر قدمی که بقیه ملتها ظرف ده سال برداشته اند،ما باید بعد از پنجاه سال بر داریم در حالیکه تجربه دیگران را هم در اختیار داریم؟
البته شاید هزار و یک دلیل ریز و درشت وجود داشته باشد...اماراستش را بخواهید من فکر می کنم مهمترین علت این پیشرفت لاک پشتی (تازه اگر همان هم باشد.)این است که ما مردم کشوری هستیم که سعی می کند به دیگران ـ و از آن بدتر به خودش ـ بقبولاند که هرگز اشتباه نمی کند.
